! این نغمه ها بهانه خوبیست عشق من
وندیداد سابق
سلام خیلی وقته حضورم دیده نمیشه بعد امتحانات و تموم شدن این غربت به روز می کنم دارند در تمام من تزریق می کنند خون تو را در این بدن......................................... ( آمل - زمستان ۹۰) درود ؛ بعد دو سال و اندی فاصله از وبلاگ نویسی به درخواست دوستان زیادی و تقدیم به سلول به سلول وجودشون. این مدت هر روزبا شعر زندگی کردم مثل یکی از اعضای تنم . این قسمت از بدنم مهم ترین قسمتیه که بیشتراز تمام اعضای بدنم رسیدگی میشه . سرسبزترین نشانه ی جالیزی اما "به خودت کلاغ می آویزی " یک سلسله از جواهر تاریخی حیف است که با غریبه می آمیزی عاشق شده ام که مست چشمت باشم وقتی که تو از پیاله ات می ریزی خوش آب و هواترین نگاهی ای عشق یک منظره از لطافت پاییزی در رقص جنون بادهای وحشی می افتی و هی دوباره بر می خیزی آواز نجیب مردم قفقازی موسیقی سازهای شور انگیزی از حس شدید شاعری لبریزی مشهورترین قصیده ی تبریزی غارت گر واژه های نابی انگار از ایل و تبار لشکر چنگیزی انگار نمی شود تو را شاعر شد یک کاغذ خالی از تو روی میزی... به زودی وبلاگ دوستان لینک خواهد شد . پی نوشت: عبارت داخل گیومه از جلیل صفربیگی
| :قالبساز: :بهاربیست: |

